چه شود که جوی آبی (((((((((()))))))))) گذرد ز خشک باغی
به جفای تلخ زندان
تر و خشک و دزد و یاغی
من و غصه و غم و دل
همه حبس در اتاقی
همه شب ز خویش پرسم
چه شود که دست سردم
بخورد به جان داغی
چه شود اگر که گیرد
به زبان مهربانی
دلت از دلم سراغی
همه شب به انتظارت
گذرم ز خلوت دل
همه شب نهم ز عشقت
به میان دل چراغی
هیجان روح سردم
زجفای این قفس مرد
نه زدام غم گریزی
نه ز بار غم فراغی
نه به وصل تو امیدی
نه ز وصل غم فراقی
ز زمان خوب ایام
به زمانه مانده یادی
که کند دوباره تازه
اثرات کهنه داغی
ز جفای سرد پائیز
به میان باغ خشکی
به زبان ناله میگفت
به مزار گل کلاغی
چه شود که جوی آبی
گذرد ز خشک باغی
چه شود که دست سردی
بخورد به جان داغی....
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 13:42 توسط محمد مهدی اسدی
|
این وبلاگ سعی در برقراری ارتباط پایدار دانشجویان مهندسی برق دانشگاه شهید باهنر کرمان و دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته کرمان دارد که در آن مطالب علمی نیز قرار داده خواهد شد. انتظار می رود دوستان در راستای پایدار ماندن وبلاگ تلاش خود را بنمایند. دوستان عزیز هم ورودی می توانند برای پیوستن به جمع دوستان قدیمی خود و نویسندگان وبلاگ در قسمت نظرات اقدام نمایند. (تاریخ اولین پست: جمعه بیست و چهارم آبان 1387). در ضمن نظر دادن هنگام بازدید از وبلاگ نشانه معرفت والای شما دوست گرامی است...