داستان کوتاه و آموزنده   از زبان همین گربه کوچولو
 
 
این دیوانگیست

این دیوانگیست... که از همه گلهای رز تنها به خاطر این که خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است، متنفر باشیم.
این دیوانگیست... که همه رویاهای خود را تنها به خاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است، رها کنیم.
این دیوانگیست... که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم، به خاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم.
این دیوانگیست... که از تلاش و کوشش دست بکشیم، به خاطر اینکه یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است.
این دیوانگیست... که همه شانسها را لگد مال کنیم، به خاطر اینکه در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم.

چرا من؟

آرتو اشي قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون، به خاطر خونِ آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه هايي از طرفدارانش دريافت کرد.
يکي از طرفدارانش نوشته بود: چرا خدا تو را براي چنين بيماري انتخاب كرد؟ او در جواب گفت: در دنيا، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند. 500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند. 50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال...
و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدايا چرا من؟

و امروز هم که از اين بيماري رنج مي کشم، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟

 

چی میشد اگر...؟

به راستی چه اتفاقی میفتاد اگر خدا هم مثل ما رفتار میکرد؟
چی میشد اگر...؟ خدا برای برکت دادن ما در امروز وقتی نداشت، چونکه ما دیروز وقتی برای تشکر کردن از او نداشتیم.
چی میشد اگر...؟ خدا تصمیم بگیره که از فردا دیگه ما را هدایت نکنه، چونکه ما امروز از او پیروی نکردیم.
چی میشد اگر...؟ خدا امروز با ما قدم نمی زد، چون ما متوجه نبودیم که امروز روزیست که او خلق کرده.
چی میشداگر...؟ ما هرگز از این به بعد شکوفه زدن یک گل را نمی دیدیم، چونکه آخرین باری که خدا باران را فرستاد، ما شروع کردیم به غرغرکردن.
چی میشد اگر...؟ خدا از این به بعد از محبت کردن و توجه به ما دست بکشه، چونکه ما دیگران را محبت نکردیم و به آنها اهمیتی ندادیم.
چی میشد اگر...؟ خدا پیغامش را ور می داشت، چونکه ما به پیغام آورش گوش ندادیم.
چی میشد اگر...؟ خدا به همان نحوی که ما زندگیمان را به او تقدیم می کنیم، نیازهایمان را برآورده می کرد.
چی میشد اگر...؟ خدا همانطوری که ما به خواندگیمان برای خدمت پاسخ می دهیم، جواب دعاهایمان را می داد.
 چی میشد اگر...؟ خدا امروز ما را نشنود، چونکه ما دیروز به او گوش ندادیم.
چی میشد اگر...؟ ما این مطلب به کس دیگری ندهیم، این مطلب را با کسی که برای شما مهم است قسمت کنید!!!